رفتن به محتوای اصلی

خبرها

وطن، تنها پیراهنی است که در تن می‌ماند…

معاونت دانشجویی و فرهنگی
-18
دوشنبه، ۲۵ اسفند ۰۴

باید از خودمان بپرسیم: وقتی از «وطن» حرف می‌زنیم، از چه چیزی حرف می‌زنیم؟ آیا وطن همان بخشنامه‌ها، تریبون‌ها و تصمیماتِ مقطعی است؟ یا وطن، آن تکه زمینی است که لالایی مادرمان در هوای آن پیچیده؟
وطن، سفرهٔ خالی یا پرِ همسایه، لهجه‌های شیرینِ از شمال تا جنوب و ریشه‌هایی است که حتی اگر هزاران کیلومتر دور شویم، باز هم در عمقِ خاکِ سراسر این نقشه مقدس جست‌وجویش می‌کنیم.

کسانی که از سرِ استیصال، چشم به «منجیِ مسلحِ خارجی» دوخته‌اند، شاید فراموش کرده‌اند که بمب‌ها و موشک‌ها، پاسپورت یا مرام‌نامهٔ سیاسیِ آدم‌ها را چک نمی‌کنند. آتش که بیاید، «منتقد» و «موافق» را با هم می‌سوزاند.

نگاهی به جغرافیای اطرافمان بیندازیم؛ کدام خاک با چکمهٔ سرباز بیگانه بارور شد؟ کدام سرزمین با ویرانیِ زیرساخت‌هایش به آزادی رسید؟ حقیقتِ عریانِ تاریخ این است: «آزادی که از لولهٔ تفنگ بیگانه بیرون بیاید، نامش رهایی نیست؛ نامش اشغال است.»

ایران، با تمامِ زخم‌هایش، هنوز تنها پناهِ ماست. و دفاع از پناهگاه، نه یک انتخاب، که غریزه و وظیفهٔ هر کسی است که نامِ «انسان» و «ایرانی» را با خود حمل می‌کند. ما در کنار هم، سخت‌ترین روزها را پشت سر خواهیم گذاشت، اما در کنارِ بیگانه، حتی پیروزی هم طعمِ تلخِ خیانت خواهد داشت.

1

معاونت دانشجویی و فرهنگی