السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
ماه صفر رو به پایان است و در گرمای مرداد، دلهای زائران، بیقرارِ گنبدِ طلاییِ توست. اما امسال، این بیقراری رنگِ دیگری دارد؛ امسال، سوگِ شهادتِ تو با داغی تازه درآمیخته است؛ داغِ خادمانی که اینبار، خود مهمانِ خانهٔ تو شدهاند.
حرمِ تو قرن هاست آغوشِ عاشقان است؛ اما این روزها، آغوشش را برای کسانی باز کرده که عمری در راهِ تو و مردمِ تو دویدند. حافظانِ انقلاب و شهیدِ خدمت، پس از سالها خدمت و جان فشانی، در جوارِ مولای خود آرام گرفتهاند؛ همانجا که خاکش، قرن هاست امانتدارِ عاشقان است.
چه پیامی زیباتر از این همجواری؟ کسی که «خدمت» را از مکتبِ رضوی آموخت و در همان مکتب، در جوارِ آموزگارِ خود آرمید. انگار تو میخواهی به همه بگویی: هر که در راهِ من و مردمِ من گام برداشت، اینجا خانهاش است. تو که روزی ضامنِ آهو شدی، اینبار ضامنِ آرامشِ خادمانت شدهای؛ و این، مهربانیِ بیپایانِ توست که برای همه، کنارِ خود جا باز کردهای.
این روزها، هر زائری که به مشهد میرسد، دو دیدار دارد؛ دیدار با امامِ هشتم و دیدار با خادمانِ او. و هر که نرسد، دلش همان جاست؛ کنارِ ضریح، کنارِ آنان. امسال، مشهد یعنی تجدیدِ پیمان با راهی که تا شهادت پیموده شد.
و ما که در این روزها، چه در مشهد باشیم و چه در هزار فرسخیِ آن، دلمان با توست؛ با تو و با آنان که در جوارت آرمیدهاند.
آقا جان! ما را نیز در زمرهٔ خادمانت بنشان و در این حریمِ مهربانی ت راه بده؛ که تو ضامنِ آهویی و ضامنِ دلِ خادمانت.
بیایید این زیارت را عهدی تازه کنیم؛ عهدی در برابرِ ضریحِ منوّر و در کنارِ مزارِ آن عزیزان: ادامه دادنِ راهِ خدمت، پاسداشتِ آرمانها و عاشقی در مکتبِ رضوی.
التماس دعا