در مسیر حرکت ملتها به سوی اوج، همواره مرزی میان «بقا» و «عزت» وجود دارد. ملتی که تنها به دنبال بقا باشد، در جریان تلاطمهای تاریخی صرفاً تلاش میکند از میان طوفانها عبور کند؛ اما ملتی که به دنبال عزت است، با تکیه بر دو رکنِ استوارِ «دین» و «دانش»، نه تنها طوفانها را پشت سر میگذارد، بلکه مسیر خود را به سوی شکوفایی میگشاید.
بسیاری از چالشهای بینالمللی و بهانههای سیاسی که در عرصه جهانی مطرح میشود، در واقع تلاشهایی برای بازداشتن ملتها از مسیر خودکفایی است. وقتی دانشآموختگی و تخصص در یک جامعه، از نرخ رشد جمعیت پیشی میگیرد، نشانهای از یک جهش فکری است که هیچ قدرتی نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
قدرتِ واقعی در این نیست که تنها از دستاوردهای دیگران استفاده کنیم، بلکه در این است که بتوانیم در تمامی عرصهها از علوم فنی و مهندسی گرفته تا علوم انسانی و معارف دینی «سخن نو» داشته باشیم. این نوآوری، یعنی تواناییِ تعریفِ جهان به زبان خودمان، نه به زبانِ تحمیلشده از سوی دیگران.
در عصر حاضر، میدان نبرد از سنگرها به فضای ذهنها منتقل شده است. دشمنانِ توسعه، با ایجاد موانع در مسیر پیشرفتهای علمی و با هدف قرار دادن ارزشهای معنوی، در پی تضعیفِ اعتمادبهنفس ملی هستند. اما ملتی که بر این باور است که «دانش» و «ایمان» از یک ریشه (عقل و حقیقت) نشأت میگیرند، نمیتواند در این دو حوزه دچار شکاف شود.
عزت ملی، نه یک هدف دوردست، بلکه نتیجهٔ مستقیمِ ایستادگی بر این دو رکن است. مسیر رسیدن به اوج ترقی، از میان دروازههای دانش و ایمان میگذرد. ملتی که بتواند میان سنتهای اصیل دینی و ضرورتهای علمی مدرن، پیوندی استوار برقرار کند، نه تنها از بحرانها عبور میکند، بلکه به مرحلهای از اقتدار میرسد که میتواند به عنوان یک مرجع و الگوی پیشرو در جهان شناخته شود.