برش تاریخی
پایتخت به سادگی سقوط کرد!
در پایان دوره صفویه و حکومت سلطان حسین و در یکی از تاریکترین دورههای تاریخی ایران، ایران به محاصره و استعمار محمود افغان درآمده بود. زمانی که محمود به اصفهان یعنی پایتخت ایران رسید، سلطان حسین و فرماندهان ارشد او در حال تصمیم گیری برای نبرد در شهر یا خارج از شهر بودند. به دلیل کمبود نیروی ایرانی این جنگ البته (اگر بتوان نام آن را جنگ گذاشت) فرماندهان احتمال پیروزی را بسیار پایین میدیدند.
برای چند لحظه چشمان خود را ببندید، اگر شما جای شاه ایران در آن زمان بودید در این شرایط چه تدبیر استراتژیکی برای کشور داشتید؟ من مطئنم هر چیزی که الان از ذهن شما عبور کرد شامل پختن سوپ برای ناپدید کردن سربازها نیست! بله درست متوجه شدید، پایتخت شش ماه به محاصره دشمن درآمده بود و تصمیم سلطان حسین ناپدید شدن سربازان به امر خداوند بود. نمیخواهم به این شخصیت تاریخی حمله کنم. او یک شخص فوق العاده مذهبی و اهل راز و نیاز با خدا بود، انقدر مهربان بود که زمانی فرزندش طهماسب دوم پرندهای را ناخواسته میکشد، حسابی او را بازخواست میکند. همچنین به گفته تاریخ نگاران نرخ اعدام و کشتار در دوره حکومت او بسیار بسیار پایینتر از دوره بعدی یعنی افشاریه بوده است.
بحث ما بحث این نیست که این شخصیت از نظر انسانی مورد یا مشکلی دارد، درست است که اهل ورزش و سلامتی نبود تا لحظه مرگ نحوه کار کردن با شمشیر را بلد نبود و به اصطلاح عامیانه آفتاب مهتاب ندیده بود، وی بسیار انسان با ایمانی محسوب میشد. در نهایت سلطان حسین به شکل مفتضحانهای تاجش را بر سر محمود قرار داد و رسما پس از آن، ایران به معنای امروزی وجود نداشت، یعنی عملا و به صورت رسمی اراضی ایران تبدیل به یک استان بسیار بسیار کوچک شده بود. چیزی که امروزه زیاد بر زبانها میآید، تجزیه ایران است! خب باید گفت تجزیه امر بسیار بهتری نسبت به از بین رفتن کامل ایران است. یعنی چیزی به اسم ایران، وجود خارجی نداشته باشد خیلی افتضاح بزرگتری است تا اینکه به دو یا چند تکه تقسیم شود ولی دشمنان ایران فراموش کردهاند که این خاک با این تاریخ و فرهنگ غنی قابل تجزیه نیست! اگر همه ما را هم بکشند، نباید فراموش کنند که برای دفاع از میهن فقط و فقط یک ایرانی کافی است. محمود افغان تصور میکرد که مالک ایران شده و همه چیز تمام شد، در همان لحظه مردی از بزرگ مردان ایران برخاست به نام نادر، مردی که هنوز هم نام تاریخی او لرزه بر دامان دشمن میاندازد! او تمام ایران را بازگرداند که هیچ، مرزها و پرچم ایران را تا آن سوی هندوستان هم برافراشت. ایران من پر است از این مردان و زبان فداکار و میهن پرست. پس فکر تجزیه ایران را نکنید، حتی اگر این اتفاق بیافتد، قطع به یقین برای مدت کوتاهی خواهد بود. ما در تاریخ ایران را از نابودی کامل نجات دادیم. تجزیه شدن که دیگر عددی محسوب نمیشود. در واقع میتوان گفت که مقصر اصلی سقوط اصفهان و از بین رفتن ایران، درباریان و تصمیم گیرندگان اصلی (و نه فقط آنها) آن برهه تاریخی بودند. با توجه به اسناد تاریخی کنترل کشور بیشتر به دست پاچه خواران و درباریان آن دوره بوده است و نه شخص خود سلطان حسین. این صفحه را زنگ خطر و هشداری برای مسئولان نالایق (دشمن داخلی) و آمریکا و اسرائیل (دشمن خارجی) ایران در نظر بگیرید. فراموش نشود که محمود حتی به یک نفر از دربار هم رحم نکرد و سر از تن تک تک آنها جدا کرد…
نویسنده: محمدقاسم (عرفان) بناکار
من از تمامی دانشجویانی که وقت با ارزش خودشان را صرف مطالعه این مقاله نمودند، بینهایت سپاسگذارم.