رفتن به محتوای اصلی

خبرها

زیبایی در حریم؛ هنرِ حفظِ اصالت…

معاونت دانشجویی و فرهنگی
-18
یکشنبه، ۲۹ شهریور ۰۵

گاهی فکر می‌کنیم مدرن شدن یعنی کنار گذاشتنِ هر آنچه ریشه در سنت‌های ما دارد. اما واقعیت این است که در جوامع پیشرو، بازگشت به ریشه‌ها نه یک عقب‌گرد، که اقتداری تازه برای حفظِ شأن و جایگاهِ حقیقیِ زن است.

در تاریخِ ایران، پوشش زن، نه نمادِ ضعف که نمادِ «قدرتِ انتخاب» بوده است. زن ایرانی همیشه می‌دانسته که ارزشِ وجودی‌اش بسیار فراتر از آن است که در ویترینِ نگاهِ عابران قرار بگیرد. او می‌دانسته که هرچه خود را در دسترس‌تر بگذارد، «کمیاب‌بودن» و «ارزشِ درونی‌اش» بیشتر در معرضِ حراج قرار می‌گیرد.

بیایید کمی متفاوت به ماجرا نگاه کنیم:

در دنیایِ امروز، که همه چیز سعی دارد زن را به «ابزاری برای دیده شدن» تبدیل کند، «پوشیدگی» در واقع یک کنشِ اعتراضی است. نوعی سبکِ زندگی است که می‌گوید: «من انتخاب می‌کنم که چه کسی، چقدر از من را ببیند. من یاد گرفته‌ام که هوش، قدرت و وجودم را نه برای نگاه‌هایِ گذرا، که برای کسانی خرج کنم که شایستگیِ دیدنِ مرا دارند.»

این، همان رازِ شیک‌پوشیِ زنانِ اصیلِ ایرانی در طول تاریخ است؛ ترکیبی از حیا و آراستگی. آن‌ها نه خود را پنهان می‌کردند و نه خود را ابزارِ نمایش. آن‌ها «حریم» داشتند. آسیب‌شناسیِ وضعیتِ فعلی هم همین‌جاست؛ وقتی حریم فرو می‌ریزد، اولین کسی که صدمه می‌بیند خودِ فرد است. نگاه‌هایِ ابزاری، زن را خسته می‌کند، آرامشِ روانی‌اش را می‌گیرد و او را مدام درگیرِ «چگونه به نظر آمدن» می‌کند، نه «چگونه بودن».

در دانشگاه، در محیط‌های علمی و در عرصه‌های اجتماعی، ما زنانِ موفقی را می‌بینیم که حجاب دارند؛ آن‌ها ثابت کرده‌اند که پوشش، مانعِ پیشرفت نیست؛ بلکه «نظمِ ذهنی» می‌آورد. زنی که درگیرِ تلاطمِ نگاه‌هایِ بیرونی نباشد، انرژی‌اش را صرفِ درخششِ اندیشه‌اش می‌کند.

بیایید بازنگری کنیم؛ آیا آن «آزادی» که تبلیغ می‌شود، واقعاً به ما «احترام» می‌بخشد یا فقط ما را در یک رقابتِ بی‌پایان برای دیده‌شدن، خسته و فرسوده می‌کند؟ اصالتِ ما در وقارِ ماست. زن ایرانی، ذاتاً «ملکه» است؛ و ملکه، هرگز خود را ارزان به نگاهِ رهگذران نمی‌فروشد.

1

معاونت دانشجویی و فرهنگی